ماسکی که من برای داداشم درست کردم

فردا داداشم باید برای نمایششون توی مدرسه ماسک ببره و از اون جایی که هیچ کس به غیر از من بلد نیست ماسک درست کنه من لین ماسک گرگ رو براش درست کردم

این چیزی که از روش نقاشی کردم و ماسک رو ساختم

و اینم قیافه ی دادشمه وقتی میپوشتش

البته اضافه کنم که رنگ کردنش با خود داداشم بوده

بعضی از شخصیت های فصل ل اول میراکلس

مارینت قربون قد و بالات

آدرین قربون چشمات

لیدی باگ عش همه بی بشرات

کت نویر پر حرف فکاک

ناتانیل خل و چل دیونه

کلویی کرم ریز

لیلا مریض

آلیا عزیز

ای ول شعر جدید ساختم بنگرید شعرم را

کلویی کرم ریز

لیلا مریض

آلیا عزیز

خب قافیه هم که داره پس مشکلی نیست D:

اگه رنگ یال پونی ها با رنگ بدنشون عوض میشد

چشمام گود

فقط رنگ ریمبو دش تو حلقم

بابا رنگ و وارنگه ، ریمبو از همه رنگه .       حالا بیا دست قشنگه رو ای ول

به به رریتی نه نه پیر زالو    ببینم با موهای سفید حال میکنی

نه نه ، نه نه ای ول نه نه ، نه نه رریتی جون نه نه

پینیکی پای ترکیب رنگیت تو دهنم

پینکی پای عزیز ، قیافتو برم مریض .        خخخخخخخخخخخخخخ

توالایت جان اصلا بهت نمیاد برو جمع کن این بند و بساتو چیه این پچل کاری

ای تولایت پچل ، افتادی توی هچل .        به به چه شعری گفتم چه زیبا

آقا اپل جک تو بری به حالت اول برگردی من میدونم با قیافه ی تو

ای عزیزم اپل جک ، برات دارم نارنجک      شعر سرودم  اونم به چه زیبایی

فلاتر شای جان من فاظ جناب آلو رو نگرفتم

پس شعر هم نمیتونم بگم

هرکی فاظ اینو گرفت یک خبری بده

معرکه سر کلاس ریاضی

جاتون خالی من امروز سر کلاس ریاضی زده بودم تو کار معرکه راه اندازختن

بهترین معرکهای که راه انداخته بودم معرکه یی بود که اسمشو گذاشتم الهویج  ولی معلم دعوام نکرد چون نفهمید من معرکه رو راه انداختم

ماجراش اینه که من سر کلاس نشسته بودم و معلم داشت ریاضی درس میداد

کسر و عدد اعشاری و از همین چرت و پرتای همیشگی

منم بد جوری حوسلم سر رفته بود

یک ظره این ور اون ورمو نگاه کردم بعد کلاسورمو از توی کیفم در اوردم و یک کاغذ از توش کندم

ججججججججججججججررررررررررررررررررررر

یعنی یک صدایی جر خوردنی داد که خودم مبهوتش مونده بودم

بعد همه نگاهشون افتاد به من

من گفتم : چیه همتون این جوری نگاهم میکنین ، بابا کاغذ رو جر دادم ، سیخ شلوارمو که جر ندادم

بعد همه شروع کردن به خندیدن حتی معلم هم داشت از خنده میمرد

یعنی یک معرکه ای تو کلاس ما بود

معلم اومد بچه هارو به صد تا زور ساکت کرد

من همین تور داشتم از کاغذی که جر داده بودم میکندم و میخوردم

هنوز پنج دقیقه از اون معرکه ی قبلی نگذشته بود که اق اق کردن بچه ها شروع شد

یکی میگفت : ایییییی کاغذ میخوری

یکی دیگه میگفت : درش بیار الان مصموم میشی

یکی دیگه همش جیغ میزد

من هم از این راه فهمیدن که اونا با من هستن

معلم اومد سر میز من و شروع کرد به نصیحت کردن من

منم کاغذه رو از توی دهنم در آوردم و انداختم آشقالی

نشستم سر جام و دوباره یک کاغذ از توی کیفم در اوردم

البته کاغذ کلاسوری نبود کاغذ امتحانی سفید بود

منم دلم نیودم بخورم اومد روش نقاشی کشیدم

هنوز سه تا خط نکشیده بود که کناریم تقی دسته سندلی شو باز کرد

منم تکه داده بودم به صندلی اون یعنی تمام استخونام شکست ، کلیه هامم در اومد از اون ورم دسته سندلیش خورد توسرم

بعدش از روی صندلی افتادم ، پام توی پایه های صندلی گیر بود بعدش از سه جهت تا خورد اومدم بیوفتم کمرم خورد توی صندلی اون یکی کناریم

بعدش اومدم بیوفتم ، چپ کردم به جای این که با کمر بیام رو زمین با سر اومدم

از یک جهت دیگه هم دوباره سرم خورد تو سندلی جلوییم بعدش کلاسور کت و کلفتم + جامدادیم از روی میز اوفتادم روم

جامدادی روی شکمم و کلاسور روی سرم

پام هم زخم شد ، دستام هم نابود شد

لباسم هم پر از خاک و خل شد

تازه در بطری آبمم باز بود و از توی کیفم افتاد روم

به اضافه ی سر درد گرفتن و زخمی شدن و پهلو درد گرفتن و نابودی به تمام معنا خیس هم شدم

خب یک اوضایی بود هفده نفر دورم جمع شده بودن که چهار نفرشون به قیافم  میخندیدن شیش نفرشون حالمو میپرسیدن ( آخه بابا تو بودی توی این شرایت میتونستی حرف بزنی ) و بقیه شون هم کمکم میکردن پاشم

معلم هم اومد بالای سرم گفت : وای پرنیان با خودت چیکار کردی ، حالت خوبه

بعدش هم مثل همیشه مغز من قاتی کرد و شروع کردم به خندیدن یعنی جوری میخندیدم انگار دلقک سیرک داره جلوم نمایش میده ( ببینید مغز من فرکانساش قاتین مثلا از یک جایی میوفتم نابود میشم بعدش شروع میکنم به خندیدن به جای گریه کردن )

خلاصه کلاس ما با این اوضای من رفت رو هوا منم بلند شدم با لباسای آبچکونو نشستم ادامه نقاشیمو کشیدم خیلی هم خوکشل شد اینم نقاشی که کشیدم

یعنی من اوضام اون موقع مثل این گربه ی بدبخت شده بود

وای چه روزی خیلی حال داد

خب کیا میخوان فوهشم بدن ، کیا میخوان منو بکنن تو دیوار ، کیا خوششون اومد کیا از اون نقاشی بدشون میاد ، کیا خوششون میاد ، کیا میگن ماجرای با حالی بود ، کیا میگن من قاتی دارم ، کیا میگن خیلی خنده دار بود و …..

خب هر کی هرچی میگه به دستور والعمل زیر عمل کنه تا من بفمهمم یک چیزی میگه

ابتدا به اون کلمه ای که  بالای مطلب با خط درشت نوشته توجه فرمایید ، سپس روی آن کلیک کنید و کمی صبر کنید . بعد از این که صبر کردید وارد جایی میشوید که مطلب را دوباره نوشته است ، به پایین صفحه بروید و نظرتان را درمورد معرکه ی سر کلاس ریاضی بدهید ، با تچکر

حس من وقتی مدرسه شروع شد

میدونم خیلی از اول مهر میگذره ولی میخوام یک چیزی بگم از درون خنک شین و. شروع کنید گریه کردن

حوسله ندارم بنویسم پس عکس میدم بنگرید

من اثلاً  نمیدونم آمونیکا خالص با اسید چیه ولی این جوری که اون بالا نوشته معلومه چیز بدیه

عه مسخره نکن خب نمیدونم . شما هم زمانی 11 سالتون بود نمیفهمیدین چیه

کره چیه

ح

به نظرتون این چیه

زور الکی نزنید راهنمایی میکنم هیچ کره یا ستاره ای نیست

اثلا نمیخواد بگی خودم میگم

یانم میگم بدوید ، این نه کره ی زمینه ه مریخ ه مشتری نه ماه و نه حتی دسته ی ستاره ای

این عکس از ته قابلمه مادربزرگم گرفتم حال کنین

فکر کردید براتون پستای علمی نجومی گذاشتم

اثلا من هنوز معنی کلمه ی علم رو نمیدونم چه برسه به نجوم

راسی میدونم علم چیه ولی کلمه ای که توی خط بالایی میبینید عَلَم میباشد نه علم

 

ریون واقعی

اون معمولی که نمیشه ولی بازم خیلی خوشگله

الان این بره لباساشو در بیاره و آرایشاشو پاک کنه اینقدر زشت میشه که بدت میاد نگاش کنی

ریون بدون شنل

اینو که همه میشناسید

این ریون معمولی با شنل همیشگیشه

تا حالا کسی فکر کرده که صورت ریون چه شکلی

خب این روینه وقتی که شنلشو از روی سرش بر میداره

توی این عکس شما میتونین سورت و لباس ریون رو به تور کامل ببینید

خب بریم تو کار سوتی ها

۱- توی اون کتابی رو که ریون باز کرده شمامیتو نید یک پونی ببینید

خب دیگه سوتی نداره 😐